عبدالله مستوفى
322
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
پيش او ميرفتم . اسمش داداش بگ بود . شايد تا آن روز كسى اسم اين سرباز فوج سواد - كوه را كه در زمان قتل ناصر الدين شاه قراولى عمارتهاى سلطنتى با آن فوج بوده ، نميدانسته و از همين معرفى رضا شاه اسم او در دهنها افتاده و چون او پدر سردار سپه معروف شده به اين جهت است كه پدر رضا شاه را موسوم بداداش بگ دانستهاند . از طرف ، ديگر اسم ديگرى هم براى پدر رضا شاه نشنيدهام . در هرحال اعم از اينكه اسم پدر سردار سپه داداش بگ باشد يا نباشد ، به همان دليلى كه در فوق به آن اشاره رفت ، سرباز زندانبان ميرزا رضاى كرمانى مسلما پدر سردار سپه نبوده ، معهذا معلوم نيست كه پدر سردار سپه ، در ايام حياتش ، عنوانى بالاتر از سربازى فوج سوادكوه ، داشته بوده است . از اصل و تبار سردار سپه بگذريم . وقتى شاه سلطان حسين صفوى ، كه نسب بخاندان رسالت ميبرد و شجرهنامهء اين خاندان تا حضرت آدم ابو البشر ، در دست بوده و اغلب پيغمبر ، يا پادشاه يا پيغمبر پادشاه بودهاند ، و اين سلالهء خاندان اصالت و نجابت در مقابل يك مشت افغان سروپا برهنه ، مقاومت نياورده ، كس و كار و مال و جان را برايگان از دست ميدهد ، و ندرقلى پسر پوستيندوزى ، با همان محيط و همان شرايط ، نه همين افغانها را از ايران بيرون ، و ايران را جمعوجور مىكند ، بلكه روس و عثمانى آن عهد را هم از ايران تارانده ، سهل است هندوستان را نيز فتح مينمايد ، تجسس اصل و تبار براى سردار سپه و تراشيدن خاندان كهن براى او ، كار بيهوده است . اصل و تبار ، و نان خوردن سر سفرهء پدر ، و تربيت خانوادگى و داشتن دانشنامهء تحصيلات عاليه ، و فرمانهاى درجه و نشان افتخار براى اشخاص عادى است كه با اين علامتها و زنگ و زنجيرهاى اختراعى بشرى ، ميخواهند براى خود و پدران خود نشانههاى نبوغ دستوپا كنند . اشخاص فوق العاده حاجتى به اين بند و بساطها نداشته ، هرقدر بيشتر از آنها بدور باشند نبوغ آنها زيادتر است . مشك آنست كه ببويد * نه آنكه عطار بگويد گويند : نادر شاه افشار ( همان ندرقلى پسر پوستيندوز ) بعد از فتح هندوستان چون ميخواست پادشاهى آن كشور را بمحمد شاه ، پادشاه مغلوب خود واگذارد ، براى اينكه امراى هندوستان توجه شاهنشاه فاتح را نسبت به او دانسته و در او به نظر تحقير ننگرند ، دختر اين پادشاه را براى پسر خود ، نصر اللّه ميرزا كه ملتزم ركابش بود خواستگارى كرده ، پادشاه مغلوب نيز اين وصلت را پسنديد . وزير محمد شاه كه واسطهء مذاكرات مقدماتى و بهم بستن اين ازدواج بوده است بعرض نادرشاه مىرساند كه رسم خانوادهء پادشاهى هندوستان اين است كه اسم پدران داماد را ، تا هفت پشت ، در قبالهء ازدواج ذكر ميكنند ، براى بجا آوردن اين رسم ديرين ، ميفرمايند چه بنويسم ؟ نادرشاه جواب گفته است : بنويسيد نصر اللّه پسر نادر ، پسر شمشير پسر ، شمشير ، پسر شمشير ، پسر شمشير ، پسر شمشير ، و اگر حاجت اقتضا كند تا صد پشت هم همين